اگر فرض کنیم در هر پرونده حداقل یک نفر شاکی و یک نفر متشاکی وجود داشته باشد یعنی ۱۲ میلیون باید ضرب در ۲ شود . که حاصل میشود ۲۴ میلیون نفر هنوز در انتظار رای دادگاه هستن !
حالا از اونهایی که برای حل دعوا سراغ محاکم قضایی نرفتن و یا پرونده هایی که مختومه شده بگذریم به واقعیت دردناکی میرسیم :
از کل جمعیت ۷۰ میلیونی ما حداقل ۲۴ میلیون نفر با هم دعوا و یا بعبارت بهتر اختلافی دارند که منجر به شکایت و تشکیل پرونده در محاکم قضایی شده !!!
چرا ؟؟؟
آیا این با فرهنگ اسلامی ما همخوانی دارد ؟؟!!
آیا این با فرهنگ ایرانی ما همخوانی دارد ؟؟!!
چکار باید کرد ؟
"رئیس قوه قضائیه ، معاون اول قوه قضائیه و سازمان بازرسی كل كشور را موظف كرد طرحی برای تعیین سقف زمانی مشخص و رسیدگی به پرونده های مردم در دادگستری ها و نیز مراكز اداری و اجرایی كشور تهیه و تدوین كنندرئیس قوه قضائیه ، معاون اول قوه قضائیه و سازمان بازرسی كل كشور را موظف كرد طرحی برای تعیین سقف زمانی مشخص و رسیدگی به پرونده های مردم در دادگستری ها و نیز مراكز اداری و اجرایی كشور تهیه و تدوین كنند"
حافظ شیراز میگوید :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
چرا عادت کردیم سر هر مسئله ای جرو بحث کنیم و دعوا !!
من فکر میکنم بیشتر از مسئولین باید خودمان به فکر باشیم این پرونده ها ساخته و پرداخته مسئولین نیست که آنها حلش کنند درسته که باید راهکاری انتخاب شود تا زمان رسیدگی به پرونده ها طولانی نشود ولی یه نگاهی هم به این آمار بکنید :
تعداد پرونده های تعیین تکلیف نشده کشور هندوستان بطور تقریبی ۷۰۰ هزار می باشد اونهم با جمعیت نزدیک یک میلیارد نفر !!
نکته مهم ::
این آمار ها مستند و دقیق نیستن ولی حتی اگر نصف این اعداد صحیح باشد باز هم جای فکر بسیاری دارد
