خوشا شيراز و وصف بي مثالش ........
يادش بخير همه اش برام خاطره هستش
خاطره هاي تلخ و شيرين ؛ خاطره هاي خوب و بد
خوابگاه شهيد مفتح ؛ كوي ارم ؛ دانشكده مهندسي ؛ خيابان ملاصدرا ؛ سلف سرويس خيابان ساحلي ؛ چهارراه ادبيات ؛ فلكه قدس (اعلم) ؛ كتابخانه مركزي و.....
روزهايي داشتيم
الان تو اين فصل ارديبشهت ماه واقعا شيراز مثل بهشت ميمونه با عطر شكوفه هاي بهار نارنج كه ميپيچه تو خيابونها ....
يادش بخير زمان ما دانشكده كامپيوتر يه MAIN FRAME IBM-370 داشت با چند ترمينال كه تمام دانشجويان HOMEWORK هاي خود رو رو اون انجام ميدادن فكر كنم سال اول كه ما بوديم 10 الي 15 ترمينال بيشتر نبود . از PCو اينحور چيزها هم كه اصلا خبري نبود 3 يا 4 تا IBM XT با ميكروپرسسور 8086 , 8088 داشت كه مخصوص از ما بهترون (اساتيد و دانشجويان سال بالا ) بود كه ما فقط ميتونستيم از دور نگاش كنيم !
اون همه دانشجو مجبور بودن تمامي HOMEWORK هاشونو با همين چندتا ترمينال انجام بدن (البته قبل از ما وضع بدتر بود پانچ ميكردن! )
تمريناتي كه به زبان FORTRANبايد مينوشتيم ! با ترمينال انجام ميداديم نتيجه شو ميبرديم براي استاد
با تعداد كم ترمينال ها مجبور بوديم وقت قبلي بگيريم
يه جدولي درست كرده بودن كه ميتونستيم وقت قبلي بگيريم و تو اون ساعت بريم بشينيم پشت ترمينال ودر عرض 2 ساعت برنامه رو بنويسيم Error گيري كنيم و تمام كنيم بيشتر وقتها نوبتمون ميافتاد نصف شب از ساعت 12 مثلا تا 2 صبح !
با تمام سختيهاش وقتي ميومديم بيرون ميخواستيم بريم خوابگاه از خيابان كه رد ميشديم عطر بهار نارنج مستمون ميكرد ( برداشت بد كنيد اونموقع از اين خبرها نبود مستي اون موقع با مستي الان خيلي فرق داره )
واقعا خستگي از تنمون بيرون ميرفت !
هرسال تو ارديبهشت ماه من ياد خيابونهاي شيراز ميفتم (و جالبه هرسال به همسرم ميگم ارديبهشت ميريم شيراز و هرسال هم بدقولي ميكم !)
بگذريم ؛
باز هم از شيراز خواهم گفت از دانشگاه شيراز ......
.دانشكده مهندسي
دانشكده شماره 2 مهندسي (خيابان ملاصدرا)
دكتر توحيدي ؛ دكتر آذرخش ؛ دكتر ذوالقدر؛دكتر كاتبي ؛ دكتر اقبالي ؛ دكتر دستغيبي فرد ؛ مهندس وصال ؛ مهندس مبرهن ... يادشون بخير چه اذيتهايي كردن مارو
خوابگاه ارم
خوابگاه شهيد مفتح
