من امروزه شايد نقد داشته باشم به برخي مسائل سياسي امروز و حتي دهه شصت و برخي تصميم گيري ها و مطمئنا بيتشر تصميم گيري هاي اونموقع و الان را قبول ندارم و انتقاد دارم ولي يك مسئله اي هست كه هيچوقت نميتوان منكرش شد .. اونهايي كه اون فضا رو درك كردن ميدونن من چي ميگم
ببينيد درسته جنگ چيز بديه ... خيليها از شرايط جنگي هم اون زمان سوء استفاده كردن و هم همين الان دارن سوء استفاده ميكنن .... ولي محيط و فضاي جبهه هاي جنگ واقعا مقدس بود .. اينو بدون هيچ اغراقي ميگم .. بچه هايي اونجا بودن كه واقعا بهشتي بودن ... باور كنيد در اون فضا آدم به تنها چيزي كه فكر نمي كرد گناه بود ؛ ناراحت كردن ديگران بود؛ و......
ميدونم شايد الان يه عده كه اينو ميخونن بگن : نه بابا اونجا هم ما شنيدم فلان خبرها بود ..
نه دوست عزيز اگرهم بود خيلي ناچيز ... اونقد فضاي اونجا مقدس و پاك بود كه اين مسائل اصلا به چشم نمي اومد
البته به نسل جوان و نسل جديد )البته خودم هم هنوز جوونم ها !
حق دارن به نوعي
چون جبهه و بسيجي رو از روي فيلم ها و نوشته ها و شعارهاي يه عده اي ميشناسن كه هيچ بويي از جبهه و بسيجي نبرده بودن ! من به جرات اين مطلب رو ميگم دوستان اگر ديديد كسي سنگ بسيجي و شلمچه و شهيد و .. رو زياد به سينه ميزنه مطمئن باشيد يه رگي تو كفشش هست به احتمال زياد
يه بار يادم هست ماشينم تو اتوبان همت خراب شده بود و معطل شده بودم .يه موتور سوار اومد از اين مكانيكي سيار هاكه يه تابلو كوچيكي داشت بنام " مكانيكي سيار "
اومد و شروع كرد به درست كردن ماشين . منم مثل هميشه كه دوست دارم اينجور موقع ها مخ مردم را تيليت كنم شروع كردم سر صحبت رو باهش باز كردن . او بنده خدا هم حين كه داشت رو ماشينم كار ميكرد هم صحبتي خوبي رو با من آغاز كرد
اون موقع ها من تو كي از ستادهاي سپاه كار ميكردم .. صحبت كشيد به محل كار و تا من گفتم فلان جا كار ميكنم .پرسيد فلاني و فلاني و فلاني و .... ميشناسي ؟
گفتم: آره تو اونا را از كجا ميشناسي ( كسايي كه اسم برد از سرهنگ ها و مسئولين طراز اول ستاد بودن )
هيچي نگفت ولي چهره مردونه اش يه غم همراه با افتخار و عزت و غرور مردونگي نشون ميداد
بعداز چند روز كه رفته بودم ستاد سرهنگ ...... رو ديديم يادم افتاد . ازش پرسيدم شمايه نفر با اين مشخصات ميشناسين ؟ وقتي مشخصات كاملش رو دادم باور نمي كرد ميگفت كجا ديديش گفتم تو اتوبان با يه موتور داشت كار ميكرد پول در مياورد
گفت اون كسي بود كه زمان جنگ همه ما حسرت اينو داشتيم كه تو گرداني باشيم كه فرماندهي اون گردان با اون بود ! از چند ناحيه جانباز هم شده ! اگه ميموند تا الان حداقل سردارشده بود !
قصدم از بيان اين خاطره اين بود كه بسيجيهاي واقعي و جبهه رفته هاي واقعي رو بشناسيم
بسيجي جبهه رفته كسي است كه هيچوقت از جبهه و بسيج بعنوان چماق براي كوبيدن تو سر مردم استفاده نمي كنه !!
من كه دارم حسودي ميكنم به رابطه اين دو رئيس جمهور ! چه برسه به جورج بوش و ديگران ؛ حتي روساي جمهور روسيه وامريكا هم اينقدر همديگه رو ملاقات نمي كنن ؛ زود زود دلشون براي همديگه تنگ ميشه اينها !
فكر كنم اين دو نفر ركورد ملاقات دو رئيس جمهور از دوكشور را(در يك مدت محدود) در تاريخ اين كره خاكي شكستن ؛
و اما چند پيشنهاد :
۱ - ونزوئلا بخشي از ايران بشه ! يا ايران بخشي از ونزوئلا بشه !
۳ - هوگو چاوز مسلمون بشه !
۴ - اصلن يه پل هوايي بين ايران و ونزوئلا بزنن كه اين ها راحت رفت و آمد كنند تونل زير زمين هم ميشه زد !
و آخر اينكه اگه دوران رياست جمهوري اين دو به پايان رسيد چكار ميكنند !؟
اصلن ... ولش کن ... بابا قول دادم وارد بحثهای جناحی و سیاسی نشم حالا متن اخبار ور بخونید :
میدونین کسی که میگن قراره سرپرست بشه همونیه که گفته بود در سوریه یه نفر گفته که اگه قرار بود پیغمبری بعد از حضرت محمد(ص) بیاید اون احمدی نژاده !!!!![]()
تبریک داره نه ؟؟؟!!!
آفتاب: مصطفی پورمحمدی، وزير کشور با تاکيد بر اينکه خودش هم نمیداند علت برکناریاش چيست، تصريح کرد: «اگر به جای رييسجمهور در هنگام برگزاری انتخابات اين تغيير را انجام نمیدادم».
به گزارش خبرنگار سياسی آفتاب، وزير کشور عصر امروز (شنبه) در نشستی مطبوعاتی در ابتدای سخنانش گفت: «در شرايطی که نظام انتخاباتی ما تغيير کرده بود حضور مردم در اين انتخابات تعيينکننده بود و شاهد بوديم که اشتباهات و شکايات در کمتر از دورههای گذشته بود».
وی در پاسخ به سوالی درباره اينکه "آيا انتظار روزی را داشتيد که از وزارت کشور برويد"، خاطرنشان کرد: «مگر میشود انتظار چنين روزی را نداشته باشم. اکنون تصوير فعلی من خيلی شفافتر از گذشته است زيرا در ارزيابی کارشناسان از عملکردم با انتقاداتی مواجه نيستم».
خبرنگاری از وزير کشور پرسيد که شما چه زمانی توديع میشويد و وزير کشور در پاسخ گفت: «شما چرا اينقدر عجله داريد؟ زمان توديع، زمانی است که رئيسجمهور فردی را به عنوان سرپرست تعيين کند و حکم او را صادر کند و تاکنون هم که من اطلاع دارم رئيسجمهور حکمی را برای سرپرستی وزارت کشور صادر نکردهاست».
پورمحمدی درباره مطلب وبلاگ رئيسجمهور درباه تغييرات کابينه که برای نوآوری انجام می شود نيز گفت: «فکر نمیکنم نظر رئيسجمهور شخص بنده باشم زيرا وزارتکشور جزو نوآورترين مجموعههای اداری کشور بودهاست و پورمحمدی همچنين در خصوص اينکه فرماندار تهران از درخواست وزير کشور برای بازشماری تعدادی از صندوقها امتناع کرده نيز گفت من با همکارانم بسيار صميمی هستم و تا حالا ياد ندارم درخواستی را از همکارانم داشته باشم و آنها من را بدون جواب گذاشته باشند وهرگز چنين چيزی صحت ندارد».
خبرنگاری از پورمحمدی پرسيد "آيا تغيير وزير کشور در ميان برگزاری دو مرحله انتخابات در سلامت انتخابات شائبه ايجاد نمیکند"، گفت: «اگر بنا بود که من جای رئيسجمهور باشم اين کار را در اين زمان انجام نمیدادم اما من در اين مدت سعی کردم با رفتار و حضور خودم آثار شائبهبرانگيز بودن اين تصميم را به حداقل برسانم و فکر میکنم تا حدودی اين مسئله را کنترل کردم».
خبرنگاری هم پرسيد "چه زمانی قرار است ناگفته های خود را از وزارت کشور بيان کنيد"، که وزير کشور گفت: «حرف ناگفته بسيار دارم و بعيد میدانم بخش زيادی از آنها قابل بازگو کردن باشد اگر چيزی از ناگفتههايم برای کشور مفيد باشم حتما در مورد آنها توضيح میدهم. من به آرامش در کشور اعتقاد دارم و اگر هم حق شخص من برای منافع مردم از بين برود ترجيح میدهم که حق من از بين برود اما منافع مردم از بين نرود».
وزير کشور در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او پرسيد "علت تغيير شما از وزارت کشور چيست"، گفت: «خود من هم علت برکناریام را نمیدانم».
دیگه عادت کردیم تا میایم یه کمی از بردش خوشحال بشیم می بازه !!!
![]()
